احساسات

خرید بک لینک

لبش را بر گردنم گذاشت
يك بوسه بود؟
دو بوسه؟
يا هزاران هزار؟
من در حال پرواز بودم
در خيال آفتاب
در خيال يك تابستان داغ
در روياي يك نيمكت چوبي و در هواي تاريك روشن يك باغ
در آن لحظه هاى شيرين
نه او بود
نه من بودم
نه ترس گناه بود
نه فكر فردا
تنها آغوشي بود پر شور
پر تمنا
بي هراس
بي پروا
تك بوسه هايي بود
بر گردنم
بر گونه ام
بر لبانم
و هزاران هزار بوسه
بر روحِ بي تابم

کشته این همه احساساتم و این همه ذوق و شوق واسه خبری که گفتم دارم یک ماه دیگه میام , اگه میدونستم زودتر میومدم , اخه دیوارم بود یه ترکی بر میداشت تو که هیچی , نمیدونم چرا این حس های متناقض روز به روز بیشتر میشه.

بازی روزگار...

ما را در سایت بازی روزگار دنبال می‌کنید

برچسب: احساسات,احساسات واقعي يك زن,احساسات به انگلیسی,احساساتی به انگلیسی,احساسات چیست,احساسات دخترانه,احساس عاشقانه,احساسات مردان,احساسات زنانه,احساسات زن, نویسنده: بازدید: 252 تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 17:48

صفحه بندی