عنوان ندارد

خرید بک لینک
امروز هجدهمین هفته ای هست که خبری از هیچ کدوممون نیست .نمیخام هم باشه . هفته اول بلاک کردم میخواستم فکر کنم مردی اثری هم ازت نیست .گریه هام و کردم شاید بیشتر زجه بود بیشتر هم از دست خودم همه فهمیدن ناراحتم منم بهونه آوردم یکی از دوستام مریضه ناراحت ام همون موقع که تو خوشحال بودی . انگار واسه من هفتم بود مثل کسی که خاک شده روز ها رو میشمارن براش .

من از این طوفان آمدم بیرون اما همون آدم سابق نیستم .

نمیخام دیگه کسی تو بلاک هم باشه . من هیچوقت تو زندگیم واسه کسی بد نخواستم اما تو این دو هفته هر شب پیش خدا گلگی کردم دلم از همه ان دروغ هایی که گفتی شکسته هرشب هم پیشه خدا خواستم همینطور که دل من و شکوندی تو همین دنیا جوابشو ببینی . هرشب سخن شب فرستادن واسه من بیشتر شبیه جک هست.

من رو تو هم دیگه حتا مثل دوست هم نگاه نمیکنم ,چون واسه من دوست هم نبودی. اینقدر مرد نبودی که زنگ بزنی حرف بزنی میدونم حرفی واسه گفتن نیست.
فکر میکنم خدا داره نشونم میده اگه واسه کسی بدی بخوام واسه خودم هم مشکل پیش میاد .من حرف آخرم و زدم نمیبخشم حتا اگه خدا بد بخاد برام .اما دیگه حرفشو نمیزنم .نمیخام واسه من سخن شب بفرستی مجبور بشم بلاک کنم .آدم بودی حرف میزدی تلفن میکردی .
ثم همه چی میدونه براش تعریف کردم , کاری بود بهش خبر بده .

دوباره مبارک
بای

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۵ساعت 14:10&nbsp توسط man |

بازی روزگار...

ما را در سایت بازی روزگار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 167 تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 20:01

صفحه بندی